|
خونه فرش میخواد ...مبل ...رومیزی ...حتی استیم کلینر!!! و خونه من انگار گل میخواد و ماهی و قناری... اونقد یادم رفته که مبلا نخ نما شدن و فرش دیگه داد میزنه تعویض رو!! میخوام فرش بخرم!! ...... حوصله گشتن تو مغازه های خمیازه رو ندارم.... ندارم ندارم دیگه... آهای واسه فرش کردن خونه لخت دل من کی میاد یه عمر بگردیم؟؟ تو طراوت همه دکه های کوچولوی پر نیاز؟؟ آهای... ولی باید برم...این خونه فرش میخواد.................. + نوشته شده در Fri 16 Nov 2007 توسط روشن |
تمام فیلم تایتانیک یه چیز رو حسابی فریاد می زد که تنها چیزه غیر قابل فرسایش نگاه آدماست
همین + نوشته شده در Wed 7 Nov 2007 توسط روشن |
عجیب غریبه ام با تمام مرزها...
انگاری سرزمین من وسعتی لایتناهی دارد،غربت ندارم ولی غریبه ترینم...
در روشنی دیده باز میکنم و تاریکی را به موشهای کور میبخشم تا قد بضاعتشان بنگرند..
به سرزمین من خوش آمدی ...غریبه آشنا + نوشته شده در Mon 5 Nov 2007 توسط روشن |
سرم انگاری از بس در هوا بوده !!هوایی شده... دلم را که دست شسته ام... به داد سرم برسید درد دارد!! + نوشته شده در Sat 3 Nov 2007 توسط روشن |
عجیب دلنوازی !!آنقدر که فقط برای دل خودم می خواهمت.. عشق؟؟؟نمی دانم ...بی اسمی بهتر است میخواهم ترا همین آب میکند انجماد تنهاییم را.. + نوشته شده در Wed 31 Oct 2007 توسط روشن |
به آرامی آغاز به مردن می کنی اگر....... + نوشته شده در Fri 26 Oct 2007 توسط روشن |
یه بار گفتی صدابزن میام کار به هوار رسیده...فقط نشو نه ای..... یه سلام کفایت می کنه تا رنگ بهار بزنم به همه فصلهای دلتنگی... + نوشته شده در Wed 24 Oct 2007 توسط روشن |
نرمی احساس من در ظرف سخت اندیشه تو!!!
میهمانی دائم در تمام لحظه ها به این سفره خوشرنگ + نوشته شده در Mon 15 Oct 2007 توسط روشن |
|
| ||||||